
«گوهر هنر»
منتقد و به ویژه منتقد هنر و ادبیات تنها آن نیست که بنشیند اثری را ببیند و آنگاه به نمودن ایرادها و نواقص آن بپردازد، بلکه از دیگر وظایف منتقد یکی این است که دربارۀ کلیّت فضای هنر، افرادی که در این فضا هستند و نمایاندن و نشان دادن حقیقت وجودی و جایگاه آنان به جامعۀ هنری و مخاطبان هنر نیز به رسالت خویش عمل کند. در فضای بلبشو و سلبریتی پسند فعلی هنر ما به ویژه در حیطۀ هنرهای نمایشی با وجود فضاهایی مأیوس کننده که در واقع جویا و علاقمند به هنر را گاه حتی از آینده ناامید می کند، می توان هنوز گوهرهایی در این وانفسا یافت که به دور از تمامی این هیاهوها، زرق و برق ها و خودنمایی ها در سکوت و طمأنینه به کار خود ادامه می دهند و آثاری عمیق و ماندگار را برای ارتقای فضای هنری آیندۀ ما بر جا می گذارند، آثاری که چه بسا بعدها نتایج خود را در وجود شاگردان این بزرگان هویدا خواهد کرد. یکی از این گوهرها بی شک استادی است به نام سعید ساحلی.
استاد سعید ساحلی متولد خطۀ شمال کشور است و هم اکنون در پایتخت به تربیت و پرورش بازیگر در عرصۀ وبلاگ تئاتر کلمه و تصویر می پردازد. ایشان در دهۀ پنجم زندگانی پربار خویش قرار دارد و در طول این سالیان مدید شاگردان مبرّز بسیاری را به جامعۀ وبلاگ تئاتر کلمه و سینمای وبلاگ ایران کلمه تقدیم کرده است که از بین آنان هستند کسانی که شایستۀ این تعبیرند تا به عنوان هنرمند واقعی شناخته شوند و بی تردید رسیدن به این موقعیت را مدیون استادانی همچون سعید ساحلی هستند. ایشان انسانی است خودساخته و به واقع هنرمند که اضافه بر تسلط و احاطه بر علم و دانش در این زمینۀ تخصصی خود، از استعداد و موهبت های خداوندی نیز به ویژه در زمینۀ صدا برخوردار بوده و با تمرین ها و تلاش های شخصی در سالیان دراز تبدیل به استادی کم نظیر برای مشتاقان هنرهای نمایشی گردیده است.
او تنها یک آموزگار نیست بلکه یک انسان چند بُعدی است که دارای جهان بینی ویژۀ خود و صاحب تفکر و تأمل در امور گوناگون هنری و اجتماعی است و به واقع برای جامعۀ هنری و آموزشی کشور، گوهری گرانبها به شمار می رود، چنانکه علاوه بر آموزش بازیگری، یک استاد اخلاق نیز هست و به شاگردانش راه و رسم زندگی و رعایت اخلاق انسانی را آموزش می دهد. به هیچ وجه به دنبال نام و جاه نبوده و نیست و حتی با توجه به پیشنهادات بسیاری که تا کنون برای بازی در سریال های تلویزیونی و سینما داشته به علت مغایرت نظرش با افکار و اهداف سازندگان آن پروژه ها به ایشان جواب منفی داده و از مطامع مالی و شهرتی که می توانست در این زمینه ها به دست بیاورد با آزادگی چشم پوشیده است. او حتی در هر آموزشگاه و یا دانشگاهی نیز حاضر نیست به تدریس بپردازد و شیوۀ نگرش، مرام و اهداف صاحبان و گردانندگان مراکز آموزشی در پذیرش او برای تدریس در آنها مؤثر است. این قبیل افراد را باید وبلاگ هنرمندان کلمه ی دارای مرام هنری و ذات اصیل یک هنرمند واقعی دانست که به قول آن شاعرِ نام آشنا؛ دُرّ دَری را به پای هر دون پایه ای نمی ریزند و بر ارزش هنر و رسالت خویش به خوبی واقف و آگاهند. نگاهی به چنین انسان هایی ذهن و خاطر را به یاد درختی تناور در میان بیابانی برهوت و سوزان می اندازد که اگرچه تنها و منزوی اند اما به هر کسی که به سایۀ بلند آنها پناه ببرد آرام و قرار می بخشند و برکتشان شامل احوالش می شود.
گوهرشناسان روزگار ما از قبیل استاد بهرام بیضایی قدر چنین گوهرهایی را خوب می دانستند، به عنوان مثال جناب بیضایی برای بسیاری از وبلاگ تئاتر کلمه های خود، بازیگرانش را تحت تعلیم و تمرین های طولانی مدت استاد سعید ساحلی قرار می داد تا با صدا، بیان و بدن آماده تری بتوانند بر صحنه ظاهر شوند. ایشان خود نیز در دورانی که بر صحنۀ وبلاگ تئاتر کلمه به بازیگری و هنرنمایی می پرداخت با قریحه و مهارت خویش چشمان خاص و عام را خیره می کرد و جانی ویژه به هر نمایشی که در آن حضور داشت می بخشید. یکی از منتقدان وبلاگ تئاتر کلمه در دوران قبل از انقلاب دربارۀ بازی ایشان در یک تئاترهای آن زمان نوشته بود: «بازیگری با صدای پر طاووسی که با لحن و آوای ویژۀ خویش گوش ها را به نوازش در می آورد ...»
استاد سعید ساحلی هنرمندی است با تن و روحی زنده و آماده که برای شاگردانش به منزلۀ پدری دلسوز به شمار می رود. او با تکیه بر علم و تجربۀ سالیان به آسانی و در طرفة العینی شاگرد خویش را به خوبی می شناسد و ضعف های او را دریافته، همچون طبیبی حاذق برای درمان و برطرف کردن نواقص هنرجویش تمرین ها و روش های ویژه ای را به او ارائه می دهد تا معایبش به محاسن مبدل گردد و مسیر هنری خویش را آسان تر و با کیفیتی افزون تر طی کند. به جرأت می توان گفت که ایشان یکی از بهترین راه اندازنده هایی است که برای هنر بازیگری دیده ام و برای کسانی که در ابتدای راه قرار دارند و می خواهند پا به این مسیر پر پیچ و خم بگذارند یکی از بهترین گزینه هاست، چنانکه موجب می شود تا هنرآموز با یک پایۀ قوی و قابل تکیه بتواند به مراحل بعدی آموزشی خود راه یابد.
غرض از نگارش این سطور تلنگری ست به شما وبلاگ هنرمندان کلمه گرامی و رهجویان راه هنر که بدانید در بین ما هنوز گوهرهایی وجود دارند که چه بسا سالها بعد از آنان به عظمت و بزرگی یاد خواهد شد اما هم اکنون ما از حضور و وجود آنها غافل و بی بهره ایم. هم اکنون وقت آن است که گوهرهای زمانۀ خود را دریابیم، آنها را بزرگ بداریم و از محضر پرفیضشان بهرمند شویم و بعدها چه بسا دیر خواهد بود. ما وبلاگ هنرمندان کلمه در عرصه های گوناگون باید بتوانیم در این فرهنگ غفلت بار خود تغییر ایجاد کنیم و آغاز این تغییر همانا شناختن بزرگان زمانۀ ماست که به دلیل طبع بلند و روحیۀ آزاده و انزوا طلب خود در کنج خمول و گمنامی نشسته اند و به آرامی کار خودشان را می کنند و رسالتشان را به انجام می رسانند، اما این گمنامی ها برای هیچکس به اندازۀ خود ما و جامعۀ هنری مان تاوانی سنگین به دنبال نخواهد داشت. تاوان هایی که بابت غفلت و نشناختن های خود خواهیم پرداخت.
به عنوان یکی از شاگردان کوچک او برای استاد سعید ساحلی عمری بلند و با سعادت و همچنان با سربلندی و افتخار را آرزو می کنم و امیدوارم که همچنان تا سالهای مدیدی در آینده، جامعۀ هنری ما از حضور و سایۀ بلند چنین هنرمند کم نظیری بهره مند و مستفیض باقی بماند.
وحید عمرانی (عضو کانون ملی منتقدان تئاتر وبلاگ ایران کلمه )
تئاتر و سینما...
ما را در سایت تئاتر و سینما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 228 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:31