یادداشت ۲۱ (آسیبشناسی ترجمه نمایشنامه در ایران)

خرید بک لینک

«آسیب شناسی ترجمۀ نمایشنامه در ایران»

(به چاپ رسیده در روزنامه اصفهانامروز شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۱۸ شماره ۴۲۵۸)

سابقۀ فن ترجمه در ایران طبق مستندات مکتوب، به روزگار هخامنشیان باز می گردد ( ۵۵۹ - ۳۲۱ ق.م). در سده های چهارم تا ششم قمری ترجمۀ متون به زبان فارسی در ایران به اوج خود رسید و آثار زیادی در زمینه های علوم مختلف از ریاضیات و طب گرفته تا نجوم، فلسفه، تاریخ و جغرافیا بر اساس نیاز آن دوران به زبان فارسی ترجمه شدند. اما رنسانس ترجمه در ایران به سالهای پایانی قرن نوزدهم و دوران قاجار باز می گردد. با ظهور مردی کارآمد به نام امیرکبیر هر چند کوتاه مدت، اقدامات موثری از قبیل تأسیس دارالفنون و اعزام دانشجو به خارج از کشور موجب شد تا آثار جدید ادبی و علمی جهان به زبان فارسی ترجمه شوند و موج نویی از ترجمه در کشور به راه بیافتد. ادارۀ جدیدی در دولت با عنوان «دارالترجمه» تأسیس گردید و محمدحسن خان اعتماد السلطنه به ریاست آن گماشته شد. زیر نظر او بسیاری از آثار مهم اروپایی ترجمه شد و در اختیار ایرانیان قرار گرفت. اغلب این ترجمه ها از زبان فرانسه صورت می گرفت و بیشترشان برگردان های آزاد نزدیک به اقتباس بود. به تدریج ترجمۀ رمانها، داستان های کوتاه، شعر و غیره قوت گرفت به نحوی که تبدیل به یکی از مهم ترین عوامل تولد سبکی تازه در مهد شاعری جهان توسط علی اسفندیاری ملقب به نیما یوشیج گردید. اوضاع به همین منوال پیش رفت تا در سال ۱۳۳۵ شمسی احسان یارشاطر «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» را در تهران تأسیس کرد و تلاش های شایانی را در جهت هدایت روند ترجمه در ایران به انجام رساند. 
و اما ترجمۀ نمایشنامه در ایران که موضوع این نوشتار است وادی تخصصی دیگری است که تقریباً همزمان با ترجمۀ شعر در ایران پا گرفت و پدیدۀ ادبی - هنری جدیدی را در مقابل دیدگان ایرانیان نهاد. مردم ما بیش از هزار سال با هنر شاعری آشنا بودند اما نمایشنامه و تئاتر زمانی به ما شناسانده شد که نهضت ترجمه در ایران آغاز به کار کرد. همان طور که عمر این هنر و قالب نوشتاری در ایران سابقۀ چندانی ندارد، آشنایی کافی با الزامات و قواعد آن نیز هنوز برای بخش قابل توجهی از اقشار جامعه حاصل نشده است. در روزگار معاصر ما عوامل متعددی وجود دارند که موجبات عدم استقبال  متخصصان ترجمه در حوزۀ تئاتر به برگردان متون شاخص نمایشی جهان به زبان فارسی گردیده است. بروز برخی از این موانع به دلیل ناآگاهی است و موجبات برخی دیگر را عدم رعایت اصول اخلاقی در رعایت حقوق مترجمان در این حوزه فراهم کرده است.
هم اکنون تعداد بسیار اندک و انگشت شماری مترجم فعال نمایشنامه در کشور داریم که تعدادشان و همین طور حجم و کمیّت کاری که انجام می دهند به هیچ وجه جواب گوی فعالیت های تئاتری و همچنین آشنایی با درام نویسان جدید و نوظهور جهان برای مخاطب ایرانی نیست. ترجمۀ نمایشنامه کاری بسیار شاق، زمان بر و تخصصی است که حتی از نوشتن خود نمایشنامه نیز مشکل تر است. مترجم هر اثر ادبی و هنری از جمله نمایشنامه، مؤلف دوم آن اثر محسوب می شود. مترجم، یک اثر را از نو در زبانی دیگر می آفریند به همین دلیل مترجمی خود نویسندگی است، بنابراین حقوقی که شامل حال نویسنده می شود برای مترجم نیز می باید به همان منوال باشد. اصول نوشتاری، دستوری و معنایی در هر زبانی متفاوت است. ضرب المثل ها و اصطلاحات هر زبانی مختص همان زبان و در هم تنیده با فرهنگ و تاریخ همان قوم و ملیت است، بنابراین مترجم لازم است تا بر دو تاریخ و فرهنگ مسلط باشد. پس ترجمه فقط برگرداندن یک واژه از زبان مبدأ به زبان مقصد نیست، بسیار فراتر از اینهاست. 
علاوه بر این یک مترجم متون دراماتیک غیر از تسلطی که می باید بر زبان خارجی مربوط داشته باشد، نیاز است تا خود اهل تئاتر بوده، با دیالوگ نویسی و اصول نمایشنامه نویسی و همین طور فنون و علوم مربوط به صحنه و اجرا نیز آشنایی کافی داشته باشد. مجموعه ای از دانش ها و آگاهی ها می باید در وجود یک فرد مجتمع شوند تا بتواند یک مترجم آثار دراماتیک به معنای واقعی کلمه از آب دربیاید. رسیدن به همۀ این مهارت ها و پس از آن صرف وقت طولانی برای برگردان اثر نمایشی همگی مستلزم صرف عمر و زمانهای درازی برای یک مترجم می گردد و طبیعی است که چنین کاری در حقیقت یک شغل تمام وقت به شمار می آید. بنابراین حقوقی که از این شغل عاید مترجم می شود نیز می باید دستکم شبیه سایر شغلهای معمولی و رایج باشد، اما هرگز چنین اتفاقی در جغرافیای ما به حقیقت نپیوسته است. 
مترجمان متون نمایشی در کشور ما همواره با تجاوز به حقوقشان حتی از طرف برخی از هم صنفان و همکاران تئاتری خویش مواجه بوده اند. برخی از همین همکاران برای پرداخت نکردن حق الزحمۀ مترجم به انواع روشها متوسل شده و می شوند.

برخی بر اثری که می خواهند اجرا کنند بی جهت نام «اقتباس»، «با نگاهی به»، «برداشت آزاد» و غیره می گذارند و طبیعتاً در این میان حق مترجم نمایشنامه را که ماه ها وقت و تخصص خود را صرف ترجمۀ آن نمایشنامه کرده است نادیده گرفته و نمی پردازند. گرچه قانون راه هایی را جهت شکایت کردن مترجمان باز گذاشته است اما بسیار لازم است که این قوانین اصلاح گردند و راه هایی با پیچیدگی کمتر و صرف زمانی اندک برای حصول نتیجه پیش پای مترجمان نمایشنامه ها قرار گیرد؛ کمبودی که بسیار حضور آن در فضای تئاتر کشور احساس می شود و حتی در بسیاری موارد مترجمان خود را بی ملجأ و پناه احساس می کنند. 
برخی دیگر به روش های ناپسندتری عمل می کنند؛ به عنوان مثال با جا به جا کردن چند جمله و تعویض چند کلمه نام خود را به جای نام مترجم بر متنی که قصد اجرای آن را دارند می گذارند. برخی دیگر به متن و ترجمه وفادار نمی مانند و هر تغییری که لازم بدانند را در آن اعمال می کنند حتی حذف یا اضافه کردن یک شخصیت به متن را، بدون توجه به این اصل بدیهی که این متن نویسنده و مترجم دارد و آنها از نظر اخلاقی و حقوقی ملزم هستند که به آنچه به نام آن نویسنده و مترجم منتشر شده وفادار بمانند. هر تغییری در متن اصلی نیازمند کسب اجازه از مترجم یا صاحب اثر است که در اغلب موارد نیز این اجازه صادر نمی گردد. همگی این موارد منجر به دلسردی و مأیوس شدن تعداد قابل توجهی از مترجمان متون نمایشی در کشور گردیده و کم کاری یا عدم فعالیت آنها را توجیه می کند.
لازم است که برای جلوگیری از چنین سوء استفاده ها و اعمال غیر اخلاقی، قوانین مدون تر و سختگیرانه تری لحاظ شود تا دست این گونه افراد سودجو از این خان یغما کوتاه گردد. هم اکنون در بسیاری از کشورها اگر کارگردانی بدون کسب مجوز از مترجم یک نمایشنامه، آن را بر صحنه ببرد، مترجم به راحتی فقط با یک شکایت و پیگیری ساده آن نمایش و چه بسا آن تماشاخانه را توقیف و تعطیل و از مسیر قانونی آنها را ملزم به پرداخت مبالغ سنگینی جهت جبران خسارت خود می کند. علاوه بر آن دولت نیز کارگردان و تماشاخانۀ مذکور را به پرداخت جریمه های سنگین ملزم و محکوم می گرداند.
برخی از کارگردانان و گروه های نمایشی و حتی در کمال تعجب شماری از منتقدان در حوزۀ تاتر ما (!) گمان می کنند که مترجم قبلاً حقوق کارش را از ناشر دریافت کرده و دیگر لزومی ندارد که به او بابت اجرایشان از ترجمۀ وی حقوقی پرداخت کنند. در حالی که اولاً بیشتر قریب به اتفاق ناشران بابت چاپ اول اثر به مترجم هیچ حق الترجمه ای پرداخت نمی کنند و پرداخت آن تنها منوط به چاپ دوم به بعد است، اصلاً اگر کتاب به چاپ دوم برسد. علاوه بر این درصدی که از قیمت هر جلد در اینجا به مترجم اختصاص داده می شود در مقابل زحمات و تخصص های چندگانه و صرف عمر و وقت گذاشتن های طولانی اش بسیار ناچیز است. از اینها گذشته نمایشنامه که شعر یا رمان نیست، نمایشنامه برای اجرای صحنه ای نوشته یا ترجمه می شود که سایر قالبهای نوشتاری جز فیلمنامه فاقد این خصیصه هستند. بنا بر همین تفاوت، حقوق نویسنده و مترجم نمایشنامه نیز تنها به مبلغی که ناشر می باید بپردازد محدود نمی شود. این حق کپی رایت در اغلب کشورهایی که تئاتر در آنها بر صحنه می رود رعایت می شود و هر کارگردان برای اجرای اثر ملزم به پرداخت حقوق نویسنده یا مترجم است. حتی برای اقتباسهای سینمایی یا تلویزیونی خود از یک نمایشنامه به نویسنده و مترجمش مبالغی قابل توجه پرداخت کرده و از او مجوز کسب می کنند. 
بی هیچ تردیدی یکی از دلایل عدم پیشرفت یا پیشرفت کند تئاتر در ایران معاصر ما درک نکردن اهمیت ترجمه در حوزۀ نمایشنامه است. باید به این نکته توجه داشت که در حال حاضر موانع و دشواری های بسیاری پیش روی یک مترجم نمایشنامه در ایران قرار دارد. از انتخاب متنی که هم برای اجرای صحنه ای جذاب و قدرتمند باشد و هم ناشران راضی به چاپ آن بشوند گرفته تا تخصص های بسیاری که برای تسلط بر زبان های مبدأ و مقصد و علوم و مهارت های فراوان مربوط به تئاتر می باید در طی سالیان دراز کسب کند، همه و همه مراحلی هستند که شامل عمر یک انسان می شوند. هر گاه توانستیم تمامی این حقایق را به تمامی درک کنیم، به شناختی کافی از تخصص و اهمیت کار این انسان که مترجم تئاترش می نامیم نائل شویم و حقوق طبیعی و اولیه اش را به رسمیت بشناسیم، آنگاه شاید در سال های پیش رو بتوان شاهد فرازهایی از تغییر و پیشرفت در تئاتر ایران بود. به غیر از این باشد سال های متمادی دیگری را به درجا زدن و تکرار مکرّرات بیهوده خواهیم گذراند.

وحید عمرانی (عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران)

موضوعات مرتبط: یادداشت

تئاتر و سینما...

ما را در سایت تئاتر و سینما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 5:14

صفحه بندی