یادداشت ۲۰ (در باب نزول شأن مفهوم یک واژه در فضای تئاتر اصفهان)

خرید بک لینک

«در باب نزول شأن مفهوم یک واژه در فضای تئاتر اصفهان»

 

مدتی است در حلقۀ فعالان تئاتر اصفهان واژه ای را لقلقۀ زبان جمع بسیاری افراد از هنرآموزان تازه وارد به عرصۀ آموزش تئاتر گرفته تا حتی برخی از قدیمی ترهایی که در این فضا مدت ها کار کرده اند می یابم. منظورم واژۀ «استاد» است که این روزها در این فضا می بینیم با غفلت از عواقبی که در بلندمدت در پی دارد، آن را با مسامحه کاری قبل از نام هر کودکی به کار می برند!

استاد علی اکبر دهخدا در لغتنامۀ گرانسنگ خود در شرح مفهوم این واژه می نویسد: «استاد: ماهر، با مهارت، صاحب مهارت، حاذق، در اصطلاح کنونی معلمین مدارس عالیه را به سه قسمت تقسیم کنند: استاد (بالاترین درجه)، دانشیار، دبیر.»

با توجه به بخشی از این تعریف، استاد به معنای کسی است که در رشته یا هنر و صناعتی به بالاترین درجه دست یافته باشد. شخصاً در زمینۀ تئاتر اگر بخواهم از افرادی نام ببرم که بتوان بر آنها نام «استاد» به معنای واقعی کلمه نهاد، اسامی بسیار اندکی از ذهنم عبور می کنند. نام هایی همچون دکتر علی رفیعی، حمید سمندریان، بهرام بیضایی، دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی، دکتر محمود کریمی حکاک، دکتر رکن الدین خسروی، عبدالحسین نوشین، آربی اوانسیان و معدود افرادی دیگر که شاید تعدادشان حتی به شمار انگشتان دست و پا نرسد.

بر جملۀ آگاهان مبرهن است که مرتبۀ استادی در هر رشته و هنری به ویژه در وادیهایی بیکران و بدون حدود و ثغور نظیر تئاتر و ادبیات به این سادگی ها به دست نمی آید و نیازمند عمری فعالیت حرفه ای، تحقیق و مطالعه، تدقیق، تفکر و کار عملی در آن زمینه است که هر کسی را یارای بر سر این عهد ماندن و آن را به پایان بردن نیست، فارغ از این که انجام و پایانی نیز برای چنین دریاهای ژرفی نمی توان متصور شد. بنابراین بهتر آن است که در به کار بردن واژه ها و القاب دقت و وسواس بیشتری به خرج دهیم تا از عوارضی همچون ایجاد توهم های کاذب در افراد و در جا زدن آنها، همچنین منسوب شدن خودمان به ناآگاهی یا جوگیری پرهیز کرده باشیم. در این راستا پیشنهاد میکنم به جای واژه "استاد" از واژههایی نظیر "مربی"، "معلم" یا "آموزگار" استفاده کنید. 

به منظور تذکر، فرهنگ سازی، آسیب شناسی و اصلاح لازم دیدم تا این نکته را به تمامی عزیزانی که در فضای تئاتر اصفهان مشغولند؛ چه هنرآموزان تازه وارد و چه افرادی که سالهاست کار می کنند و شناخته شده هستند یادآوری کنم. اصلاح امور و رفتن به سوی آیندهای بهتر، راهیست طولانی که می باید قدم به قدم طی شود. ذکر این نکته و عمل به آن نیز یکی از همان قدم هاست.

لاف عشق و دوستداری در جهان بسیار شد

لیک سالک در چنین وادی به جز فرهاد نیست

کودک نادان به یک ساعت نگردد پیر راه

هر محصل پیش رای بخردان استاد نیست

 

نویسنده: وحید عمرانی

موضوعات مرتبط: یادداشت

تئاتر و سینما...

ما را در سایت تئاتر و سینما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 5:14

صفحه بندی